To Amoo Farhad
Tuberose
By: Hydeh
When the wind swirls and
the autumn leaves mix with
rain,
the sound of cello,
and piano,
I think of you.
Once, you told me
"Tuberose smells of goodbye"
I never said goodbye to you
but, the smell of Tuberose
is always lingering in the air
reminding me of you.
Always, it felt as if I was
saying goodbye to you with
no words.
You were the prince that lived in a
forbidden castle
deep in a forbidden forest.
I could never reach you,
if I could,
I'd bring you a Tuberose,
a cup of tea,
and a blank notebook.
I'd ask you to let me watch you
while you so passionately inhaled
the smell of Tuberose
enjoyed your tea,
and wrote with
your deep sweet concentration,
with your beautiful frown
in your note book.
What would you write
my wounded prince?
It wouldn't matter,
I am at peace with your belonging
to a forbidden world that was
always beyond my understanding.
But,
I'm sad beyond words because
I miss you and I am jealous
of the being that took you away
without my holding you and
telling you,
I love you.
In my mind,
in my dreams,
in my longings,
everywhere is full of
Tuberose but still,
I cannot say
goodbye.
باد وقتى که چرخ میزند و
برگهاى پاییز با باران اشتباه میگیرند،
صداى ویولن سل
و پیانو،
من به شما فکر میکنم.
وقتى که، شما به من گفتید
" بوی مریم خداحافظ""
هرگز من با شما خداحافظى نکردم
اما، بوى مریم در هوا شما را همیشه برای من یادآور دارد ..
همیشه، احساس کردم مثل اینکه من با شما با هیچ کلمه ای داشتم خداحافظى میکردم..
شما بودید شهریار که در یک قلعه ممنوع عمیق در یک جنگل ممنوع زندگى کرد..
هرگز من به شما نمیتوانستم برسم اگر من میتوانستم، من براى شما یک مریم میاورم، یک فنجان چایى و یک دفتر یادداشت خالى..
من میپرسم شما اجازه بدهید من شما را تماشا بکنم
مادامیکه شما بسیار استنشاق کردید
بوى مریم
لذت بردید از چایتان
و با تراکم شیرین عمیقتان را نوشت،
با اخم زیبایتان در دفترچه تان..
شما چگونه شاهزاده مجروحم را مینویسید؟
مهم نمیبود،
من در صلح با متعلقتان هستم
به یک دنیاى ممنوع که
همیشه ماوراى درکم بود..
اما ،
من شما را از دست میدهم و من حسود هستم
من به شما علاقمند باشم.
در ذهنم،
در رؤیاهایم،
در اشتیاقهایم،
همه جا پر از مریم است اما هنوز،
من نمیتوانم
خداحافظى بکنم..
نظرات ()
Amoo Farhad
By: Hydeh
In te changing colors
Of the ocean,
In the poetic chill that
Makes the autumn leaves fall,
In the brightness of
The silent moon,
And the mysterious awe
Of the milky way,
In the holy ritual of
Making tea,
Pouring tea,
Drinking tea,
In all the music that
Can not touch the soul any deeper,
In all the poems that
Make you smile with a nod or
Cry with an ache,
I miss you.
I never did the holy ritual of tea right,
I never let my soul be vulnerable enough
To the awe of music
Or my heart brave enough to enter
The realm of soul-shattering poems.
But, I tried,
As I tried to follow you,
You, the noble prince
Of honor, honesty and beauty.
You the prophet
Of lost forgotten words,
Words strange to everybody,
Words that were always ignored
For fear of losing the standards.
I looked for your uniqueness,
Everywhere I went,
Everywhere I stopped,
And every time I started a new life.
It was always going to be an impossible and
Fruitless search.
Nobody could be as real and
Honest as you.
You shied away all beauty
With your unbearable beauty.
And now…
With wrinkles on my face and gray in my hair,
And now,
With a body that is broken
And a soul that is lost
More than ever
I forgive everybody
For not being
As honest,
For not being
As real
For not being as passionate
And for not being as unique
As you.
You the fountain of
Un bearable beauty in the
Land of vultures.
You the rose
That never stops blooming
I never really saw you
Until you traveled so far away.
My dear uncle,
My dear friend,
My lonely prophet of
Beauty and sorrow,
Please forgive me
For everything you wanted me to be,
I failed you.
My hands were always empty
And yet
My hands ache to give to you
All I never had
And all you never asked for.
نظرات ()
به اعتقاد گلفام متاسفانه تلویزیون همچنان از صدای فرهاد استفاده ی ابزاری می کند .
"سلام ،خانم گلفام ،تبریک می گویم ،بالاخره مشکلات شما با تلویزیون حل شد". این جملات ، جملاتی بود که عنوان کردن آن از سوی یک خبرنگار خطاب به همسر فرهاد ،باعث تعجب بسیار او شده بود.البته این خبرنگار پس از مواجه شدن با شگفتی همسر فرهاد ،برای او توضیح می دهد که صداو سیما در یکی ازبرنامه های نوروزی خود ،پس از پخش صدای فرهاد ،از همسر او هم تشکر کرده است و این تشکر کردن ،این استنباط را درذهن مخاطبان به وجود آورده که مشکلات تلویزیون با فرهاد برای همیشه حل شده است .خواننده ای که "صوفی" رییس سابق مرکز موسیقی صداو سیما زمانی درباره ی او گفته بود :به گواهی آثار ارزشمند و ماندگارش و نیز به گواهی اقبال گسترده ی مردمی به آثار ایشان میتوان به این داوری دست یافت که «فرهاد» خوانندهای مردم دوست بود. اما همسر فرهاد می گوید :اعتراض او نسبت به پخش صدای فرهاد از تلویزیون همچنان پا برجاست .خانم گلفام درادامه اشاره می کند که تلویزیون مدتی پیش ترانه ای از ترانه های فرهادرا بازیر نویس انگلیسی پخش کرده است !او می گوید :آدم نمی داند چه بگوید و به شوخی عنوان می کند مااز آنها ممنون هستیم!
/فرهاد و تلویزیون :مشکلات همچنان ادامه دارد/
همسر فرهاددر گفت وگویی که پیش از این باخبرنگارایسنا داشت تاکید کرده بود :تلویزیون با اخذ اجازه از صاحبان اصلی اثریعنی خانواده فرهاد وپخش صحیح ودرست ورعایت حقوق آثارفرهاد می تواند بدون هیچ مشکلی اقدام به انتشار صدای فرهاد کند.
به اعتقاد گلفام متاسفانه تلویزیون همچنان از صدای فرهاد استفاده ی ابزاری می کند .
پوران گلفام،تاکنون چندین بارنسبت به پخش آهنگهای همسرش از صدا و سیما اعتراض کرده است. او درسالهای اخیر باانتشار نامه ای خطاب به عزت الله ضرغامی، رئیس صدا و سیما از او خواسته تا برای جلوگیری از پخش غیر قانونی آهنگهای فرهاد از طریق این رسانه اقدام کند.
/سالگرد فرهاد ، درشهریور/
اما امسال برای اولین بار درایران ،برزگداشت فرهاد با افتتاح نمایشگاهی از کارهای غیر موسیقیایی فرهادشامل عکسها و یادداشتهای این خواننده ی فقید ایرانی برگزار می شود .
پوران گلفام دراین باره می گوید :این نمایشگاه همزمان باسالگرد فرهاد ودربزرگداشت او ، از دوم تا هشتم شهریور ، درموزه ی هنرهای معاصر برگزار می شود .
به گفته ی گلفام ،در افتتاحیه و اختتامیه ی این نمایشگاه ،که با حضور هنرمندان و دوستداران فرهاد برگزار می شود فیلمهایی متفاوت درباره ی فرهاد نمایش داده خواهدشد.
/خانه فرهاد/
همانطور که پیش ازاین عنوان شده بود قراراست خانه فرهاد با هدف تمرکز تمام فعالیتها، آثارهنری و اشیابه جا مانده از فرهادو حفظ حقوق مادی و معنوی آثار به جا مانده از این خواننده فقید ایرانی تشکیل شود. این خانه اگرچه قرار بود پس از طی کردن مراحل اداری وشامل بخش های مختلفی اعم از بخش حقوقی ،بخش مسائل تکنیکی و فنی درباره سبک آوازی فرهادو بخشهای آموزشی وتوزیع ونشر آثار فرهادتشکیل شودولی به گفته ی پوران گلفام ،علی رغم طی شدن تمامی مراحل و کسب مجوزها ،به دلیل وجودبرخی مشکلات اداری ،تشکیل این خانه همچنان امکان پذیر نشده است.
هیات موسس این بنیادمتشکل از بزرگان موسیقی وادب که با فرهاد وسبک تاثیراو بیگانه نباشند به زودی تشکیل می شودالبته ممکن است فعالیتهای خانه فرهاد در آینده به شکل بین المللی در آید. خانه فرهاد قراراست به صورت موزه، آثار موسیقایی، وسایل شخصی، عکس ها و دست نوشته های او را نگهداری کند.
/جایزه فرهاد/
همچنین اهدای جایزه فرهاداز مهمترین اخباری است که علاقه مندان فرهاد پی گیر آن هستند.
این جایزه قرار است ملاکی برای تشخیص آثار ارزشمند موسیقایی از دیگر آثار باشد که با تعیین هیات داورانی متشکل از موسیقیدانان متخصص آثار برتر معرفی و تقدیر خواهند شد.
در مراسم بزرگداشت فرهاد که درشهریور برگزار می شود ،قراراست فراخوان جایزه ی فرهاد اعلام شده و افرادی که علاقه مند به ارائه ی آثار هنری درزمینه ی شعر ،موسیقی و صدا هستند سه ماه پس از شهریور، مهلت دارند تا آثار خودرا برای این جایزه ارسال کنند.
/فرهاد و باز هم شبکه های ماهواره ای !/
همسر فرهاد درادامه اشاره می کند که دوستداران فرهاد این روزها ، بارها با همسر این خواننده ی فقید تماس گرفته و نسبت به پخش برنامه ای توهین آمیز درباره ی فرهاد دریکی از شبکه های ماهواره ای به شدت اعتراض کرده اند و از خانم گلفام خواسته اند تا عکس العمل نشان داده و پاسخ این توهین را بدهد.
اما پوران گلفام به موضوع جالبی اشاره می کند ،او می گوید :چند سال پیش یکی از شاعران مطرح معاصر ،در یک سخنرانی ،فردوسی و اشعارش را تخطئه کرده بود .این اظهار نظر باعث شد تا شنوندگان به شناخت این شاعر از ادبیات ایران ،تردید بکنند ولی فردوسی همیشه فردوسی خواهد بودو با اظهارات این شاعر ، ازارزشهای فردوسی ،چیزی کم نشد.
محمدتاجیک
مصاحبه: خبرگزارى ایسنا
نظرات ()
نظرات ()
نظرات ()
نظرات ()
نظرات ()
نظرات ()
نظرات ()
نظرات ()
نظرات ()